۱۵

سیستریک تمام دیشب و امروز صبح را با خودش تکرار کرد که نباید سر آقای میم . دال جیغ بکشد، باید منطقی و آرام باشد … ولی نشد. واقعن نشد.

او مچ خودش را وقتی داشت با تمام توان فریاد می‌کشید و واژگانی نامعلوم را بیان می‌کرد، گرفت. آقای میم.دال با صورتی کبود و چشمانی هراسان به اطراف نگاه می‌کرد و حتمن با خودش می‌گفت دخترک بی‌سر و پا آبرویم را برد.

سیستریک آدمی نیست که با آبروی کسی بازی کند، ولی خب صبور بودن جزو ویژگی‌های بارزش به شمار نمی‌آید … متاسفانه آقای میم.دال این مساله را نمی‌دانست!