تموم ثانیه‌ها رو منتظرم

منتظر تا جایی چیزی ببینم که نشون از دردهای من و اجداد قدیمم داره

نشونه‌ها رو تو کف دست می‌گیرم یا با دو انگشت بلندشون می‌کنم و میارم می‌خوابونمشون روی زخم‌هامون. زخم‌های مشترک خاندان زجرکشیده‌م به طور موقت التیام پیدا می‌کنه و من فرصت می‌کنم به کارام برسم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *