بالقوه‌ یعنی اون دو چشم پیر و سرد و آروم که از دهانه‌ی تاریک غار به جنب و جوش‌های بیرون خیره شده.

جستن‌ها و جوش و خروش‌ها رو می‌بینه ولی حتا پربسامدترین‌هاشونم خشی رو خلوتش نمی‌ندازه.

حقیقت همین رخوت و سکون و تاریکیه. باقی هم عطسه‌ی بز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *