۱۳

گاهی در خانه‌ی پدری، میان آن همه شلوغی‌ها و برو بیاها سیستریک می‌فهمد که دارد با مغز دیگران فکر می‌کند و با درک دیگران قضایا را تحلیل می‌کند. حس مزخرفی‌ست. مثل این که بفهمی مسواک کس دیگر را به دهان برده‌ای.

در چنین مواقعی چمدانش را برمی‌دارد و برمی‌گردد به خوکدونی بیابانی‌اش – این اسمی است که پدرش برای محل زندگی سیستریک انتخاب کرده !