متوجهی که چطور مشغولِ از دست دادن ِ مدامیم؟

بیا تا همه چی کامل تموم نشده، این خرمالو آخری رو بین خودمون عادلانه تقسیم کنیم.

حقیقت همینه

صفحه‌ای که باز می‌شه

سه ثانیه مکث

و بعد بسته می‌شه.

حقیقت همینه

لامپی که از سیم لخت آویزان است در باد تکان می‌خورد

من تو تاریکی بودم و می‌دیدم پاهای مرددت رو روی پله‌ها … پاهات لاغر بود و مردد و دور

نور کم و لرزون یه قسمت از صورت و موهاتو روشن کرده بود ولی چیزی خونده نمی‌شد

می‌تونستم بیام بیرون  و همه چی جریان پیدا کنه اون‌طور که باید

می‌تونستم به شوخی سغراد صدات کنم، مثل تمام اون‌سال‌ها،  تا بخندی و برگردی نگام کنی

می‌تونستم خودمو نشون ندم و برم تا آب از آب تکون نخوره

ولی سخت‌ترین راه رو انتخاب کردم … سخت‌ترین و ابلهانه‌ترین راه رو …

برا همینه که من هر شب با تپش قلب لعنتی از خواب می‌پرم و تو هم لابد هر روز صبح پشت پنجره‌ت رو چک می‌کنی که نکنه خبری جدیدی شده باشه …

 

پیاده‌رو رو کنده بودن و مجبور بودم از کنار خیابون برم. نوربالای ماشینا می‌زد تو چشام  و تا حد مرگ گشنه‌م بود و سوز بود و پوست صورت و دستام می‌سوخت؛ از همه بدتر، سرمای هوا باعث شده بود پیچ و مهره‌های پلاتینی پام منقبض شه و لنگ بزنم … یه تابلوی کامل از بدبختی بودم. الکی چن‌تا سرفه‌ی خشک هم زدم که همه چی کامل‌تر شه :))

کلاف خلاف غلاف

تو داشتی سومین تیکه‌ی پیتزاتو می‌خوردی و تی داشت فوتبال می‌دید و اون دو نفر هم تو آشپرخونه نوع جدیدی از جوشونده می‌ساختن برای درمان ریزش مو  ; همون موقع بود که پوست خشکیده‌ی لبمو کندم و دهنم مزه‌ی خون گرفت و چشام پر اشک شد … همون موقع بود که از خودم پرسیدم چرا پس نمی‌میرم؟ همون موقع بود که تصمیم گرفتم هیچ‌کدومتون رو هیچ‌وقت نبینم دیگه…

گفتم شاید برات سوال پیش اومده باشه که : چرا انقد یهو؟!

Me

تو دستم یه قیچی دارم

یه قیچی قشنگ و براق و سنگین

از اونا که مطمئنت می‌کنه که از پس هر بریدنی برمیاد

حالا دنبال یه روبانم

یه روبان قرمز که قیچیش کنم و یه چیزی افتتاح شه

یه کاری شروع شه …

روبان‌لازمم :|

یه روز یه متن خیلی طولانی می‌نویسم … خیلی خیلی طولانی

تا جایی که حوصله‌ی صبورترین خواننده‌ها رو هم سر ببره

خیالم که راحت شد از دنبال نکردن هیچ خواننده‌ای  … اون آخرها یه حقیقتی رو فاش خواهم کرد

Õ

اون کلاه سبزه چقد بهت میومد ولی

ï

حالا تو کلاه رو بردار جاش پالتو و شال و چکمه و هرچیز دیگه بذار

Œ

سبز رو بردار جاش نارنجی و خاکستری و یشمی بذار

Ë

چیزی از اومدن به تو، کم نمی‌شه … نمی‌تونه بشه …

انقد مجنونم ینی

انقد

انقد

همین‌قد که این نوشته مبتذل و سطحیه … همین‌قد :)